قصر قورباغه ها

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 20 بهمن ماه سال 1386

 

آیینه ایست در اتاقم

و دختری در قابش

که پشت میکند به من

وقتی نگاه میکنم عبورش را

از خط نقره ایش

***

من روزهاست خودم را ندیده ام

و یادم نیست

آن گیسوان بلند را

که بافتنش را بلد نبودیم هیچ کدام

و مجالمان نداد

زمان

که بافتن بیاموزیم

حتی دروغهای قشنگ

من روزهاست خودم را ندیده ام

و یادم نیست

رنگ چشمهایم را

و خط نگاهم را

که میرسید

به قهوه ای خوشرنگ چشمهات

***

آیینه ایست در اتاق

و دختری در آن

که غریبیش میشود با من

 

که غریبیم میشود بی تو...

 

ps:

این زخمه ی تار

و زخمی دل

 

گیرم با هزار کرور جغرافیای متفاوت

ببین چگونه زمان را یکی کرده ام...