اصولن شرح وظایف بی شمار آدم در نقشهای مختلف باعث میشه گاهی
تمام برنامه ها به هم بریزن
ما اینهمه طرح ریختیم که قراره هفته ی دیگه بیاییم تهران و مثلا کلی خوش
بگذرونیم اما جلو افتادن یه ماهه ی نامزدی پسر عمهه و نقش کلیدی ما به
عنوان دختر دایی/خواهر دوماد!!! باعث شد که تمام نقشه های دلپذیر این
مدت نقش بر آب بشن و خلاصه اش اینکه دیگه تهران بی تهران
شایان ذکر است که بی هیچ حرف پیش و گوش شیطان کر و چشم حسود
کور عروسی اون یکی پسر عمهه مرداد تهران برگزار میشه و ما ان شالله
حدود یه ماه دیگه جبران مافات خواهیم کرد
پی نوشت قهرمانانه:
زنده باد زاپاتا