من، نیمه ام
نیمه،
نیمه ایشان
چرا که زن زاده شدم
بر قربانگاه سیاه پوشان
من دستیار شیطان ام
بهراس و بگریز از من
هرچند
در هر معبر تاریک
هر صدای پایی را
هزار دست و دل لرزیده باشم
هرچند
بارها از سایه خویش جهیده باشم
من ناموس ام
در قاموس ایشان
تا کاسته شوم
به پاسدار چند یاخته ی ناتمام
میراث تکامل نیافته اجداد بدوی
من تراژدی ِ غمبار ِ بودن ام
ورق بزن مرا و
گریه ام کنم به آرامی
مرور کن مرا و
زارم بزن به تمامی
*****
آه ای همزاد ِخاموشی!
بیارای خویش را
و دستمال سرخت را تکانی بده
چرا که تو
سمبل زیبایی انسان بوده ای
آه ای برباد ِفراموشی!
بغض اعصار را فریاد کن
و حدیثی تازه بیاور
چرا که تو
پیامبرِ زندگانی بوده ای
-حتی بی معجزه مادری -
در آن هنگامه
که هستی به نیستی می نشیند
"همزاد ئه سرین"
ps:
قابل توجه دوستداران بانو ئه سرین؛
"ئه سرین" در قاموس کردی یعنی "اشک"
البته اینو خود "سرکار علیه" فرمودند