وای فکرشو بکن؛داشتم دنبال یکی از شعر های شاملو میگشتم، سرچ کردم تو گوگل،
لینک داد به وبلاگ الهام ،دیدم خودم واسه اش همونو کامنت گذاشته بودم
زمین به طرز مزخرفی گرد و کوچیکه
آدم ترس برش میداره...
یه جورایی حس میکنه جدی جدی زندونی شده...
گیر افتاده تو یه کره ی گرد کوچولو و هیچ رقمه نمیتونه خودشو جا بذاره و فرار کنه به یه
جای دور که هیشکی نشناستش،حتی خودش...
هیچ جای دوری نیست...لعنتیا همه جای نقشه رو اسم گذاشتن ...
آدم میترسه یه جورایی...میفهمی که؟