قصر قورباغه ها

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 9 آبان ماه سال 1386

از تمام راز و رمزهای عشق

جز همین سه حرف ساده ( عین و شین و قاف )

جز همین سه حرف ساده میان تهی

من سرم نمی شود 

راستی ...

سرم نمی شود

دلم که می شود ...

 

از بین تمام شعرهایت،همین یکی را بلد بودم...هی با خودم میخواندمش...

هی هرکس میپرسید آخر تو از عشق چه میفهمی همین را برایش میخواندم،

او هم یاد میگرفت همین را و ما هی تکرار میکردیم تو را

و عشق را بیشتر نفس میکشیدیم ...

حالا تو رفته ای...

بقول الهام،من مرثیه بلد نیستم...

فقط زمین کج شده...

خیلی بیشتر از قبل...

من  هی سرم گیج میرود انگار...

هی گریه ام میگیرد.

 

پی نوشت برای تو که اینجا را نمیخوانی:

دلم برای بوی تنت تنگ شده لعنتی...

گیرم اینجا را هزار و یک چشم نا محرم هم بخوانند...

ببین چگونه جار میزند چشمهایم و صورتم و دستهایم و تمام تنم ...

دلم برای بوی تنت تنگ شده لعنتی...میفهمی؟